خرید بک لینک
راستش ما دخترا خیلی هم بی راه نمیریم اگه همیشه خیلی زود و اوایل یه ارتباط خیلی چیزا رو میفهمیم ولی خودمونو گول میزنیم که نه تو داری اشتباه میکنی حتما! اگه به آدما بگی که میدونی قصدشون از ایجاد ارتباط باهات چیه، که میدونی داره دروغ میگه، که میدونی داره برات نقش بازی میکنه، که میدونی و میدونی و میدونی، فقط و فقط با یه واکنش مواجه میشی: ناراحت میشن، شدید، و مته

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

گاهى احتیاج دارم، شدیدا و مثل یه بیچاره، که کسى باشه قضاوت کنه برام. بهم بگه من بودم که اشتباه کردم یا طرف مقابلم؟ من حرف بدى زدم یا او بد برداشت کرد؟ من کار بدى کردم یا او بهونه گرفت؟ من رفتارام آزاردهندس یا از بختِ بد، آدماى خودخواه و کج برداشت زیاد به تورم میخورن؟
(از سرى مشکلات آدمایى با اعتماد به نفس هاى زیر خط فقر)

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

عشقهاى واقعى رو میشه از پسِ سالهایی که بهشون میگذرن و جاى خراب شدن، هى نو و نوتر میشن شناخت. عشقهاى واقعى دوام دارن و دوستىهاى سوءتفاهم شده با عشق، شدت. یه عاشق واقعى حتى وقتى یک سال هم از معشوقش بىخبر میمونه ازش دل نمىکنه. نه که نخواد، مىخواد و نمىتونه. نمىتونه همه رو با اون مقایسه نکنه و نگه نه، اون یه چیز دیگس برام... یه عشقِ واقعى فقط با رن

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

به مامانم میگم مادر چرا من اینقدر بدشانسم؟ هرجا کار پیدا کردم بی پارتی با جون کندن، پول که توش نبود، همون دو قرونم خوردن ندادن بهم! میگه نه مادر بدشانس چیه خوب نرفتی سراغ کار ایشالا کار خوب برای توام هست. خودش خوب میدونه چی میگم، خوب میدونه چی سر غرور و جوونی و امیدهام اومده، اما مادره، نمیخواد دل بده به ناامیدی ها و افسردگی های بچش. نمیخواد گند و کثافتِ مملکتمونو با واقع بینیاش تف کنه تو صورت بچش. میخواد امید باشه با همهء خستگیاش...

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

میخوای بگی من عجیبم؟ که تو اینجوری نیستی؟ هیچکس نیست؟ فقط منم که به عمل آدما عکس العمل نشون میدم و عین احمقا و آویزون ها رفتار نمیکنم؟ که با کسی دوست بامعرفت میشم که اون معرفت نشونم میده، که عاشق کسی میشم که عشق بهم میده، که کسیو که قیدمو میزنه فراموش میکنم، که کسیو که اذیتم میکنه... نه... اذیتش نمیکنم... فقط عین بچه ها فرار میکنم...

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

نه اونقدر خوبم که آدما شیفته ام باشن، نه اونقدر بد که ازم متنفر باشن. نه اونقدر محبوب که همیشه دورم شلوغ باشه، نه خیلی منفور که همیشه تنهاترین باشم. نه زیاد بدشانس، گرچه شاید بودم همیشه، اما هنوز خیلی امیدوار. نه اونقدرها هم عالی تو قشنگی، تو کار، تو هنر، تو خانواده و ثروت، و نه خیلی فقیر تو تمام اینا. آدمی به این متوسطی فقط به یه تعداد آدم باکیفیت احتیاج دا

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

اینو یه جا خوندم: همیشه آماده باش تا اشتباهات دیگران را ببخشی. بیادبیشان را، خیانتشان را، بیعقلیشان را و تهمتشان را. اینها نشانهی عدم بلوغ روحی آدمهاست. آدمهای نارس از این چیزها زیاد دارند. تو رسیده باش و بالغ. با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت کنی یا سرزنش، و بدون اینکه از این حرفها آزرده شوی و آسیب ببینی، از کنار این چیزها رد شو. اگر هوای دلت اب

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

من مث چیز ادا درمیارم. براى قوى بودن! براى مثلا قوى بودن... ادای آدمی که خیلی داره حال می کنه با اوضاع، وقتی بی نهایت ترسیدم. ادای آدمی که اعتماد به نفس خوبی داره، وقتی از شدت اضطراب حتی صدامم داره می لرزه. ادای آدمی که خوشحاله وقتی دارم دق می کنم و بغض به گلومه. ادای آدمی که خوشبخته، وقتی حسرت های تصور نشدنی ای تو ذهن و قلبش داره... چهره ام یه دختر بشاشِ با

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

خدا بهتون آدمایی بده به عنوان دوست، به عنوان معشوق، به عنوان خانواده، که روزی و حتی دقیقه ای شما رو از انتخابتون پشیمون نکنن. شما رو نسبت به خوب بودنشون بدبین نکنن. الهی که هیچوقت مجبور به سرزنش خودتون برای چنین اعتماد و عشقی به هیچکس نشید. الهی که هیچکس شما رو از "انسانیت" ناامید نکنه....

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

ما با آدما براساس کارکردی که برامون دارن در ارتباطیم. آدمایی که باید باشن چون میتونن بهمون پول برسونن. کسایی که رابطهان و بودنشون گهگداری میتونه گرهگشا باشه و کارای کوچیک یا بزرگیو انجام بدن یا انجامشو راحت کنن برامون. آدمشاخهایی که دوست بودن باهاشون پُز جلوی بقیهاس و میتونه مارو به لقبِ جذابِ "دوستِ فلانی" مفتخر کنه! و در نهایت، ما با آدمایی ارتباط

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

یه گوشهء ذهن ما معمولیها به نام نگرانىهاى مالى سند خورده. تو زندگیامون کمتر شده یه چیز خیلى گرون بخریم، یا با هدیه گرفتنش بغض نکرده باشیم و یه جاى ذهنمون نگرانِ جیبِ هدیه دهنده نشده باشه. کمتر شده برای داشتن یه چیز گرون قیمت، ماهها و حتی سالها صبر نکرده باشیم و سختی نکشیده باشیم. ما هم مثل «خرپولها» همیشه دغدغه پولِ بیشتر داریم، اما نه براى «پولدار»تر ش

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

یکی بهم میگه شرمنده ام یا شرمندم کردی دستم نمیره براش بنویسم یا بگم دشمنت شرمنده. فکر می کنم تو این تعارف ایرونی، یه دشمن خواهی ناخواسته مستتره! اصن چرا تو دشمن داشته باشی که بخواد جای تو شرمنده باشه؟اصن زین پس هی و هی نگیم شرمنده ام. زبون مادریمون خیلی بزرگتر از اونه که نشه برای این منظور جملهء جایگزین قشنگ تری پیدا کرد. مثلا بابت بدقولی توضیح بدیم و بگیم م

برچسب: نویسنده: باران نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:17

صفحه بندی